يسنا جانيسنا جان، تا این لحظه: 11 سال و 10 ماه و 22 روز سن داره
پارسا خانپارسا خان، تا این لحظه: 8 سال و 7 ماه و 20 روز سن داره

روزهای بی تکرار داشتن یک فرشته ناز

27 ماهگی و روز شمار اسفند 95 ...

1395/12/21 13:58
نویسنده : مامان مژگان
256 بازدید
اشتراک گذاری

سلام عزیز مامان ... سلام نفسم ..

27 ماهگیت مبارک عشق من ... انشالله که همیشه تنت سالم باشه و بتونیم تمام ماهگرد هاتو جشن بگیریمچشمکماچقلب  

 دیگه کم کم داریم نزدیک میشیم به پایان سال 95 ... امسال هم اتفاق بد داشتیم هم خوب. اتفاق بد که 2 بار مریضی سخت  

شما بود و مهم ترین اتفاق خوب این 

بود که شما عسل خانوم من یک سال بزرگ شدی و در کنارش کلی شیرین زبونی های جدید ، کلمات جدید و کارهای جدید یاد

گرفتی که همه رو خوشحال و ذوق زده کردی ...تشویقچشمک

به نظر من این روزای پایانی اسفند بهترین روزهای سال هست چون همه در تکاپو هستن و انگار یه نفس نو و تازه تو شهر 

جریان داره ... من که عاشق ماه اسفندم مخصوصا که حالا شما وروجک خانم هم هستی و لباس خریدن واسه شما جز لذت 

بخش ترین کارهاست نیشخندقلب

این ماه هم طبق معمول ماه های قبل به شیرین زبونی های شما گذشت و چون نزدیک عید هم هست بیشتر به خرید و کارهای  

 عید گذشت ...

همچنان بعضی وقتا یه چیزایی تعریف می کنی که ما ایمان میاریم که حافظت هزار ماشالله خیلی خوبه و ما رو شگفت زده 

می کنی ...تلفظ کلماتت هم که عالی و البته شیرین هست . مثلا بعضی وقتا حرف "ه" رو "خ " تلفظ می کنی مثلا سوهان و 

میگی (سوخان  ) ؛ یا لازانیا رو میگی (نازانینا  ) خندهنیشخند

 عاشق آش و سوپ هستی و هر وقت مامان مریم ازت می پرسه چی برات درست کنم میگی آش یا سوپ.. البته بعضی وقتا 

هم میگی نازانینا (لازانیا ) یا جوجه کباک (جوجه کباب ).البته پلو و ماهی هم جز غذاهای مورد علاقت هست .

تو میوه ها هم که پرتقال و لیمو شیرین و   خیار هستی. متاسفانه همچنان علاقه زیاد به شکلات و بستنی داری و من سعی 

میکنم حداقل تو خونه خودمون در دسترست این چیزا نباشه .لبخند

 تتو این ماه یه سرماخوردگی بد داشتی که رفتیم دکتر و البته دکتر گفت یه کم مچ دستت ورم داره که احتمالا کمبود ویتامین 

دی داری. به خاطر همین یه چکاپ کامل نوشت و این جوری شد که اولین آزمایش خون و انجام دادی و عکس هم از مچ 

دستت گرفتیم که شکر خدا چیز نگران کننده نبود و دکتر قطره ویتامین دی و مولتی ویتامین و آهن برات تجویز کرد ک 

خداروشکر دوست داری و با علاقه می خوریقلب

جدیدا  هر وقت میریم خونه باباجون اینا شما میخوای شب اونجا بخوابی و از اونجایی که میدونم بدون من هم خوابت نمی 

بره بعضی وقتا اونجا می خوابی و بعضی وقتا هم با کلک میاریمت خونهخندهزبانماچ

 

 

 راستی گل مامانی برای اولین بار 26 اسفند من و شما و مامان مریم و خاله مرجان و فاطمه رفتیم سینما فیلم خوب بد جلف 

 

که خیلی قشنگ بود و کلی خندیدیم شما هم اونجا کلی خوراکی خوردی و شکر خدا اصلا اذیت نکردی😍😍

پرنسس مامان این پست ایندفعه خیلی مختصر مفید بود .چون بیشتر در حال خرید و کارهای عید و تدارک سفر هستیم 

انشالله پست بعدی تو سال جدید و پر از اتفاقای قشنگ و نو برات میزارم .چشمکماچ

پیشاپیش هم سال نو رو به همه دوستای خوب مون تبریک میگم و انشالله سالی پر از اتفاق های خوب برای همه باشهقلبقلب

بریم سراغ عکسهای این ماه یسنا خانومنیشخند

 

 وقتی یسنا خانوم تو رستوران منتظرن تا غذاشونو بیارنخندهنیشخند

 

 وقتی یسنا خانم قصد مهمونی رفتن دارنقلبچشمک

 

 

وقتی یسنا خانوم میرن راه پیماییخندهنیشخندماچ

 

قربون ژستت برم که دستاتو کردی تو جیبتو و محو دور دستها شدینیشخندخنده

 

 وقتی یسنا خانم و میبریم پاساژ واسه خرید و از زمین بازی سر در میاریمنیشخندخنده

 

 

 

 این هم یسنا گلی تو حرم حضرت معصومه وقتی که با باباجون اینا رفتیم قم دیدنی نوه خاله من 

 

اینم حسین کوچولو ی 20 روزه نوه خاله من ..

 

 

یسنا گلی و خاله فاطمه تو ماشین تو راه بازگشت به سمت تهران در حالی که خوابیدن خندهماچ

 

 

 

 

وقتی یسنا داره شعر می خونه ..

 


پسندها (11)

نظرات (1)

❤فاطمه جون❤
30 فروردین 96 22:53
چه نی نی نازی سر بزنین خواستین لینک کنیم هم رو
مامان مژگان
پاسخ
ممنون عزیزم چشم حتما